پرهام مثل قند میمونه
![]()
قند و نبات مامان و بابایی تو روز به روز داری خوشمزه تر خواستنی تر بامزه تر بلا تر میشی
الهی دورت بگردم 
خوشکلم امروزهم مثل همیشه برای باباجون دلبری کردی
زمانی که بابا جون میخواستن نهار میل کنن جنابعالی توی بغلشون نشسته بودی و از دست باباجون غذا میخوردی میدونی چی جالبه؟ هر کاریت میکردیم از بغلشون پایین نمیومدی

![]()

![]()
و
دیروز یک لحظه فقط یک لحظه ازت غافل شدم و تمام دستمالهای جادستمالی خالی کردی

قربون شیطنتات بشم من آقا پرهام

و
یاد گرفتی کلاغ پر کنی,
الهی مامان قربوووون اووون انگشتای کپل مپلت بره

و صورتمون میاریم جلو تو هم بوس صدا دار میکنی
من کلی ذوق میکنم و توهم تند تند تکرار میکنی
شیرین عسل مامان باهربار بوس کردنت منو میکشی و زنده میکنی

واینکه آقا ریزه ی ما جدیدا خودش از مبل بالا میره و کلی ذوق میکنه
وموقع پایین اومدن هم کلی احتیاط میکنه که خدایی نکرده بلایی سرش نیاد





پرهام مثل قند میمونه
